X
تبلیغات
نعمت های خداوند
كسب رتبه اول استاني واول


ناحيه





درقم رااين






تحقيق ديني و علمي داشته


 است
+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم مهر 1391ساعت 16:40  توسط محمدجواددهقانی  | 

احادیثی درباره ی نعمت های خداوند


غررالحكم، ح5836
حدیث (2) امام على عليه السلام :

حِراسَةُ النِّعَمِ فى صِلَةِ الرَّحِمِ؛
حفظ نعمت‏ها در صله رحم است.

غررالحكم، ح4929
حدیث (3) امام صادق عليه‏السلام :

اَلبَنونَ نَعيمٌ وَ البَناتُ حَسَناتٌ وَ اللّه‏ُ يَسألُ عَنِ النَّعيمِ، وَ يُثيبُ عَلَى الحَسَناتِ؛

پسران، نعمت‏اند و دختران خوبى. خداوند ، از نعمت‏ها سؤال مى‏كند و به خوبى‏ها پاداش مى‏دهد .

كافى، ج6، ص7، ح12
حدیث (4) امام حسن عليه‏السلام:

لَو اَنَّ النّاسَ سَمِعوا قَولَ اللّه‏ِ عَزَّوَجَلَّ وَ رَسولِهِ لاََعطَتهُمُ السَّماءُ قَطرَها وَ الرضُ بَرَكَـتَها وَ لَمَا اختَلَفَ فى هذِهِ المَّةِ سَيفانِ وَ لاََكَلوها خَضراءَ خَضِرَةً اِلى يَومِ القيامَةِ؛
اگر مردم سخن خدا و پيامبرش را مى‏شنيدند، آسمان بارانش را و زمين بركتش را به آنان مى‏بخشيد و هرگز در اين امّت، اختلاف و زدوخورد پيش نمى‏آمد و همه از نعمت سر سبز دنيا تا روز قيامت، برخوردار مى‏شدند.

امالى طوسى، ص566، ح1174
حدیث (5) امام صادق عليه‏السلام :

اِنَّ اللّه‏َ يُحِبُّ الجَمالَ وَ التَّجميلَ وَ يَكرَهُ البُؤسَ وَ التَّباؤسَ فَاِنَّ اللّه‏َ عَزَّوَجَلَّ اِذا اَنعَمَ عَلى عَبدٍ نِعمَةً اَحَبَّ اَن يَرى عَلَيهِ اَثـَرَها. قيلَ: وَ كَيفَ ذلِكَ؟ قالَ: يُنَظِّفُ ثَوبَهُ وَ يُطَيِّبُ ريحَهُ وَ يُجَصِّصُ دارَهُ وَ يَكنِسُ أفنيَتَهُ حَتّى اِنَّ السِّراجَ قَبلَ مَغيبِ الشَّمسِ يَنفِى الفَقرَ وَ يَزيدُ فِى الرِّزقِ؛

امام صادق عليه‏السلام : خداوند زيبايى و خودآرايى را دوست دارد و از فقر و تظاهر به فقر بيزار است. هرگاه خداوند به بنده‏اى نعمتى بدهد، دوست دارد اثر آن را در او ببيند. عرض شد: چگونه؟ فرمودند: لباس تميز بپوشد، خود را خوشبو كند، خانه‏اش را گچكارى كند، جلوى در حياط خود را جاروكند، حتى روشن كردن چراغ قبل از غروب خورشيد فقر را مى‏برد و روزى را زياد مى‏كند.

امالى طوسى، ص275، ح526
حدیث (6) امام صادق عليه‏السلام :

اَبصَرَ رسول اللّه‏ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله رَجُلاً شَعثا شَعرُ رَأسِهِ وَ سَخَةً ثيابُهُ، سَيِّئَةً حالُهُ فَقال رسول اللّه‏ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله : مِن الدّينِ المُتعَةُ وَ اِظهارُ النِّعمَةِ؛

پيامبر خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله مردى را ديدند كه موهاى ژوليده و جامه‏اى چركين و سر و وضع نامرتّبى داشت، فرمودند: بهره بردن از نعمت‏هاى خدا و آشكار ساختن نعمت جزء دين است.

كافى، ج 6، ص 439، ح5
حدیث (7) امام صادق عليه‏السلام :

اَلذُّنوبُ الَّتى تُغَيِّيرُ النِّعَمَ البَغىُ وَ الذُّنوبُ التَّى تورِثُ النَّدَمَ القَتلُ وَ الَّتى تُنزِلُ النِّقَمَ الظُّلمُ وَالَّتى تَهتِكُ السُّتورَ شُربُ الخَمرِ وَ الَّتى تَحبِسُ الرِّزقَ الزِّنا وَ الَّتى تُعَجِّلُ الفَناءَ قَطيعَةُ الرَّحِمِ وَالَّتى تَرُدُّ الدُّعاءَ وَ تُظلِمُ الهَواءَ عُقوقُ الوالِدَينِ؛

گناهی كه نعمت‏ها را تغيير مى‏دهد، تجاوز به حقوق ديگران است. گناهى كه پشيمانى مى‏آورد، قتل است. گناهى كه گرفتارى ايجاد مى‏كند، ظلم است. گناهى كه آبرو مى‏بَرد، شرابخوارى است. گناهى كه جلوى روزى را مى‏گيرد، زناست. گناهى كه مرگ را شتاب مى‏بخشد، قطع رابطه با خويشان است. گناهى كه مانع استجابت دعا مى‏شود و زندگى را تيره و تار مى‏كند، نافرمانى از پدر مادر است.

علل الشرايع، ج2، ص584
حدیث (8) امام على عليه السلام :

اَلصِّحَّةُ اَفضَلُ النِّعَمِ؛

سلامتى بهترين نعمت است.

غررالحكم، ح1050
حدیث (9) قال الحسين عليه السلام :

شُكرُكَ لِنِعمَةٍ سالِفَةٍ يَقتَضى نِعمَةً آنِفَةً؛

شكر تو بر نعمت گذشته، زمينه ساز نعمت آينده است.

نهج البلاغه، خطبه 184
حدیث (10) قال الجواد عليه السلام :

نِعمَةٌ لاتُشكَرُ كَسَيِّئَةٍ لاتُغفَرُ؛

نعمتى كه سپاسگزارى نشود مانند گناهى است كه آمرزيده نشود.

غررالحكم، ج6، ص441، ح10926
حدیث (11) امام على عليه‏السلام :

ما خَيْرٌ بِخَيْرٍ بَعْدَهُ النّارُ و ما شَرٌّ بِشَرٍّ بَعْدَهُ الجَنَّةُ وَ كُلُّ نَعيمٍ دونَ الْجَنَّةِ فَهُوَ مَحْقورٌ وَ كُلُّ بَلا ءٍ دونَ النّارِ عافيَةٌ؛

خيرى كه به دنبال آن آتش باشد، خير نيست و شرى كه به دنبال آن بهشت باشد، شر نيست. هر نعمتى جز بهشت ناچيز است و هر بلايى جز آتش، سلامتى.

نهج البلاغه، حكمت 387
حدیث (12) پیامبر اکرم (ص) :

إنَّ اللّه‏َ يُحِبُّ أن يَرى أثَرَ نِعمَتِهِ على عَبدِهِ؛

خداوند دوست دارد كه اثر نعمت خود را در بنده‏اش ببيند.

ميزان الحكمة، ح 20468
حدیث (13) امام صادق عليه‏السلام :

ما اَنْعَمَ اللّه‏ُ عَلى عَبْدٍ مِنْ نِعْمَةٍ فَعَرَفَها بِقَلْبِهِ وَ حَمِدَ اللّه‏َ ظاهِرا بِلِسانِهِ فَتَمَّ كَلامُهُ حَتّى يُؤْمَرَ لَهُ بِالْمَزيدِ؛

چون خداوند به بنده‏اى نعمت بدهد و او آن را قلبا قدر بشناسد و به زبان سپاس بگويد، هنوز سخنش به پايان نرسيده، فرمان افزايش نعمت براى وى صادر مى‏شود.

غررالحكم، احاديث 7688 و 7692

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم آذر 1389ساعت 13:53  توسط محمدجواددهقانی  | 

احادیثی درباره ی نعمت های خداوند


غررالحكم، ح5836
حدیث (2) امام على عليه السلام :

حِراسَةُ النِّعَمِ فى صِلَةِ الرَّحِمِ؛
حفظ نعمت‏ها در صله رحم است.

غررالحكم، ح4929
حدیث (3) امام صادق عليه‏السلام :

اَلبَنونَ نَعيمٌ وَ البَناتُ حَسَناتٌ وَ اللّه‏ُ يَسألُ عَنِ النَّعيمِ، وَ يُثيبُ عَلَى الحَسَناتِ؛

پسران، نعمت‏اند و دختران خوبى. خداوند ، از نعمت‏ها سؤال مى‏كند و به خوبى‏ها پاداش مى‏دهد .

كافى، ج6، ص7، ح12
حدیث (4) امام حسن عليه‏السلام:

لَو اَنَّ النّاسَ سَمِعوا قَولَ اللّه‏ِ عَزَّوَجَلَّ وَ رَسولِهِ لاََعطَتهُمُ السَّماءُ قَطرَها وَ الرضُ بَرَكَـتَها وَ لَمَا اختَلَفَ فى هذِهِ المَّةِ سَيفانِ وَ لاََكَلوها خَضراءَ خَضِرَةً اِلى يَومِ القيامَةِ؛
اگر مردم سخن خدا و پيامبرش را مى‏شنيدند، آسمان بارانش را و زمين بركتش را به آنان مى‏بخشيد و هرگز در اين امّت، اختلاف و زدوخورد پيش نمى‏آمد و همه از نعمت سر سبز دنيا تا روز قيامت، برخوردار مى‏شدند.

امالى طوسى، ص566، ح1174
حدیث (5) امام صادق عليه‏السلام :

اِنَّ اللّه‏َ يُحِبُّ الجَمالَ وَ التَّجميلَ وَ يَكرَهُ البُؤسَ وَ التَّباؤسَ فَاِنَّ اللّه‏َ عَزَّوَجَلَّ اِذا اَنعَمَ عَلى عَبدٍ نِعمَةً اَحَبَّ اَن يَرى عَلَيهِ اَثـَرَها. قيلَ: وَ كَيفَ ذلِكَ؟ قالَ: يُنَظِّفُ ثَوبَهُ وَ يُطَيِّبُ ريحَهُ وَ يُجَصِّصُ دارَهُ وَ يَكنِسُ أفنيَتَهُ حَتّى اِنَّ السِّراجَ قَبلَ مَغيبِ الشَّمسِ يَنفِى الفَقرَ وَ يَزيدُ فِى الرِّزقِ؛

امام صادق عليه‏السلام : خداوند زيبايى و خودآرايى را دوست دارد و از فقر و تظاهر به فقر بيزار است. هرگاه خداوند به بنده‏اى نعمتى بدهد، دوست دارد اثر آن را در او ببيند. عرض شد: چگونه؟ فرمودند: لباس تميز بپوشد، خود را خوشبو كند، خانه‏اش را گچكارى كند، جلوى در حياط خود را جاروكند، حتى روشن كردن چراغ قبل از غروب خورشيد فقر را مى‏برد و روزى را زياد مى‏كند.

امالى طوسى، ص275، ح526
حدیث (6) امام صادق عليه‏السلام :

اَبصَرَ رسول اللّه‏ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله رَجُلاً شَعثا شَعرُ رَأسِهِ وَ سَخَةً ثيابُهُ، سَيِّئَةً حالُهُ فَقال رسول اللّه‏ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله : مِن الدّينِ المُتعَةُ وَ اِظهارُ النِّعمَةِ؛

پيامبر خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله مردى را ديدند كه موهاى ژوليده و جامه‏اى چركين و سر و وضع نامرتّبى داشت، فرمودند: بهره بردن از نعمت‏هاى خدا و آشكار ساختن نعمت جزء دين است.

كافى، ج 6، ص 439، ح5
حدیث (7) امام صادق عليه‏السلام :

اَلذُّنوبُ الَّتى تُغَيِّيرُ النِّعَمَ البَغىُ وَ الذُّنوبُ التَّى تورِثُ النَّدَمَ القَتلُ وَ الَّتى تُنزِلُ النِّقَمَ الظُّلمُ وَالَّتى تَهتِكُ السُّتورَ شُربُ الخَمرِ وَ الَّتى تَحبِسُ الرِّزقَ الزِّنا وَ الَّتى تُعَجِّلُ الفَناءَ قَطيعَةُ الرَّحِمِ وَالَّتى تَرُدُّ الدُّعاءَ وَ تُظلِمُ الهَواءَ عُقوقُ الوالِدَينِ؛

گناهی كه نعمت‏ها را تغيير مى‏دهد، تجاوز به حقوق ديگران است. گناهى كه پشيمانى مى‏آورد، قتل است. گناهى كه گرفتارى ايجاد مى‏كند، ظلم است. گناهى كه آبرو مى‏بَرد، شرابخوارى است. گناهى كه جلوى روزى را مى‏گيرد، زناست. گناهى كه مرگ را شتاب مى‏بخشد، قطع رابطه با خويشان است. گناهى كه مانع استجابت دعا مى‏شود و زندگى را تيره و تار مى‏كند، نافرمانى از پدر مادر است.

علل الشرايع، ج2، ص584
حدیث (8) امام على عليه السلام :

اَلصِّحَّةُ اَفضَلُ النِّعَمِ؛

سلامتى بهترين نعمت است.

غررالحكم، ح1050
حدیث (9) قال الحسين عليه السلام :

شُكرُكَ لِنِعمَةٍ سالِفَةٍ يَقتَضى نِعمَةً آنِفَةً؛

شكر تو بر نعمت گذشته، زمينه ساز نعمت آينده است.

نهج البلاغه، خطبه 184
حدیث (10) قال الجواد عليه السلام :

نِعمَةٌ لاتُشكَرُ كَسَيِّئَةٍ لاتُغفَرُ؛

نعمتى كه سپاسگزارى نشود مانند گناهى است كه آمرزيده نشود.

غررالحكم، ج6، ص441، ح10926
حدیث (11) امام على عليه‏السلام :

ما خَيْرٌ بِخَيْرٍ بَعْدَهُ النّارُ و ما شَرٌّ بِشَرٍّ بَعْدَهُ الجَنَّةُ وَ كُلُّ نَعيمٍ دونَ الْجَنَّةِ فَهُوَ مَحْقورٌ وَ كُلُّ بَلا ءٍ دونَ النّارِ عافيَةٌ؛

خيرى كه به دنبال آن آتش باشد، خير نيست و شرى كه به دنبال آن بهشت باشد، شر نيست. هر نعمتى جز بهشت ناچيز است و هر بلايى جز آتش، سلامتى.

نهج البلاغه، حكمت 387
حدیث (12) پیامبر اکرم (ص) :

إنَّ اللّه‏َ يُحِبُّ أن يَرى أثَرَ نِعمَتِهِ على عَبدِهِ؛

خداوند دوست دارد كه اثر نعمت خود را در بنده‏اش ببيند.

ميزان الحكمة، ح 20468
حدیث (13) امام صادق عليه‏السلام :

ما اَنْعَمَ اللّه‏ُ عَلى عَبْدٍ مِنْ نِعْمَةٍ فَعَرَفَها بِقَلْبِهِ وَ حَمِدَ اللّه‏َ ظاهِرا بِلِسانِهِ فَتَمَّ كَلامُهُ حَتّى يُؤْمَرَ لَهُ بِالْمَزيدِ؛

چون خداوند به بنده‏اى نعمت بدهد و او آن را قلبا قدر بشناسد و به زبان سپاس بگويد، هنوز سخنش به پايان نرسيده، فرمان افزايش نعمت براى وى صادر مى‏شود.

غررالحكم، احاديث 7688 و 7692

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم آذر 1389ساعت 13:53  توسط محمدجواددهقانی  | 

اخلاق و عرفان اسلامی / تفکر پیرامون نعمت های الهی

اشاره

در ادامه سلسله مباحث اخلاقی استاد مصباح یزدی، در این شماره نیز شرح بخش دیگری از وصایای امام جعفر صادق علیه السلام خطاب به عبداللّه بن جندب را به محضر اهل معرفت تقدیم می داریم: «والواجب علی من وهب اللّه له الهدی و اکرمه بالایمان والهمه رشده و رکّب فیه عقلاً یتعرف به نعمه و آتاه علما و حکما یدبّر به امر دینه و دنیاه ان یوجب علی نفسه ان یشکر الله و لا یکفره و ان یذکراللّه و لا ینساه و ان یطیع الله و لا یعصیه.»(1)

تفکر پیرامون نعمت های الهی

انسان بیش تر اوقات به ارزش و اهمیت بسیاری از فضایل اخلاقی واقف است، اما برای رسیدن به آن ها انگیزه و همت لازم را ندارد. به بیان دیگر، انسان می خواهد به مواعظ اخلاقی انبیا و اولیای الهی علیهم السلام عمل کند، اما چون از انگیزه و همت قوی در این زمینه برخوردار نیست، امور مربوط به زندگی دنیا را بر آن ها مقدم می دارد. این جاست که این سؤال مطرح می شود که چگونه می توان به مقامات عالیه نایل شد و نسبت به این مهم تصمیمی جدّی اتخاذ نمود؟ برای پاسخ به این سؤال ابتدا باید بدانیم که هر تصمیمی نیاز به زمینه ها و مقدماتی دارد؛ یعنی یک سلسله شناخت هایی که انسان باید آن ها را مدنظر قرار دهد تا زمینه ساز ایجاد اراده و تصمیم قوی در او باشد. یکی از مسائلی که انسان باید نسبت به آن شناخت داشته باشد، تفکر درباره نعمت های خداست؛ یعنی این که بداند خداوند چه نعمت های فراوانی به او عطا کرده است. برخورداری از ایمان و مذهب صحیح، از جمله نعمت هایی است که خدا به ما ارزانی داشته است. نعمت های خداوند محدود به دوران حیات ما نیست بلکه دوران پیش از تولد ما را نیز شامل می شود. مثلاً، اگر زندگی پدر و مادر ما براساس مسائل معقول و مشروع نبود، قطعا ما این گونه نمی شدیم و چه بسا از نظر عقلی و جسمی نیز در سلامت کامل نبودیم.

علاوه بر دو نوع نعمت پیش و پس از آفرینش انسان، خداوند وعده نعمت های دیگری را هم داده است که در آخرت به ما عطا خواهد فرمود. این نعمت ها قابل وصف و احصا نیستند و ما نمی توانیم به درستی عظمت و ارزش آن ها را درک کنیم. شرط رسیدن به آن نعمت ها، عمل به تکالیفی است که خداوند برای ما در دنیا مقرر فرموده است. البته، خداوند انجام تکالیف سخت و طاقت فرسا را شرط رسیدن به نعمت های ابدی قرار نداده است: «یُریداللّه بِکمُ الیُسر وَ لا یرید بِکمُ العُسر» (بقره: 185)؛ خداوند برای شما حکم را آسان خواسته و تکلیف را مشکل نگرفته است. سهل و آسان قراردادن تکالیف نیز خود نعمتی بزرگ برای ماست؛ زیرا اگر بنا بود برای رسیدن به نعمت های اخروی تکالیف شاقّ و طاقت فرسایی انجام دهیم، چه بسا از عهده آن ها برنمی آمدیم و از آن نعمت ها محروم می شدیم. حتی در مورد انجام همین تکالیف آسان هم خداوند فرموده اگر از من کمک بخواهید شما را یاری خواهم کرد.

وظیفه انسان در قبال نعمت های الهی

وظیفه ما در قبال نعمت های خدادادی چیست؟ انسان هایی که از فطرت پاک برخوردارند، حتی خدمت بسیار کوچک دیگران را هرگز فراموش نمی کنند و همیشه خود را شرمنده آنان می دانند.

حالْ فطرت انسان چگونه قبول می کند که در برابر نعمت های بی شمار خداوندی در مقام شکر و حق شناسی برنیاید؟ اگر انسان همواره به نعمت هایی که خداوند به او عطا کرده است توجه داشته باشد، هیچ گاه از یاد خدا غافل نمی شود. انسان اگر بداند که حتی انجام همین تکالیف آسان نیز برای به کمال رسیدن و سعادت ابدی اوست، همواره شکرگزار و مطیع اوامر و دستورات الهی خواهد بود. هر قدر انسان نسبت به این مسائل بیش تر بیندیشد، انگیزه بیش تری برای عمل به دستورات اخلاقی پیدا می کند.

بیاناتی که حضرت امام جعفر صادق علیه السلام خطاب به عبداللّه بن جندب می فرمایند، ناظر به همین مسائل است. آن حضرت در این فراز از سخنان خود به این مطلب اشاره می فرمایند که کسی که خداوند دین حق را به او شناسانده و او را هدایت کرده و به رشد رسانیده و عقلی به او داده که بتواند به وسیله آن نعمت های خدا را بشناسد و او را از علم و حکمت بهره مند ساخته تا بتواند کارهایش را با تدبیر انجام دهد، باید شکرگزار خدا باشد و درباره نعمت های خدا بیندیشد و کفران نعمت ننماید و همواره روح اطاعت از خدا و ترک گناه و معصیت در او وجود داشته باشد: «والواجب علی من وهب اللّه له الهدی و اکرمه بالایمان و الهمه رشده و رکّب فیه عقلاً یتعرف به نعمه و آتاه علما و حکما یدبّر به امر دینه و دنیاه ان یوجب علی نفسه ان یشکراللّه و لا یکفره و ان یذکراللّه و لا ینساه و ان یطیع اللّه و لا یعصیه.»

امام صادق علیه السلام در این بیان، به مجموعه ای از فضایل اخلاقی اشاره می کنند که برای نیل به کمالات انسانی جنبه کلیدی دارند؛ یعنی با انجام دادن آن ها، انسان به فضایل اخلاقی دیگر نیز دست می یابد. گام اول در این مسیر، تقویت روحیه شکرگزاری و حق شناسی است؛ کسی که نسبت به خدمت کوچک انسان های عادی حق شناسی می کند، چگونه حاضر است از کنار نعمت های بی نهایت الهی بی تفاوت بگذرد!؟ گام بعدی این است که انسان همیشه و در همه حال یاد خدا باشد. خُلق سوم از اخلاق کلیدی این است که انسان نسبت به ولی نعمت خود فرمانبردار و مطیع بوده، مرتکب عصیان و گناه نشود.

حضرت در ادامه به بیان چگونگی متخلّق شدن انسان به این سه خُلق کلیدی می پردازند و می فرمایند: «للقدیم الذی تفرّد له بحسن النظر و للحدیث الذی انعم علیه بعد اذ انشأه مخلوقا و للجزیل الذی وعده والفضل الذی لم یکلفه من طاعته فوق طاعته و ما یعجز عن القیام به و ضمن له العون علی تیسیر ما حمله من ذلک و ندبه الی الاستعانه علی قلیل ما کلفه و هو معرض عما امره و عاجز [زجر] عنه قد لبس ثواب الاستهانه فیما بینه و بین ربه متقلدا لهواه ماضیا فی شهواته مؤثرا لدنیاه علی آخرته و هو فی ذلک یتمنی جنان الفرودس.»(2) مضمون سخنان حضرت امام جعفر صادق علیه السلام در این حدیث شریف این است که انسان باید درباره نعمت هایی که خداوند به او عطا کرده است بیندیشد. نعمت های خداوند سه دسته اند: یک دسته، نعمت هایی است که مربوط به پیش از تولد انسان می شود. دسته دوم، نعمت هایی است که خداوند در این دنیا به بندگان خود مرحمت می کند و دسته سوم، نعمت هایی است که خداوند وعده آن ها را در روز قیامت داده است. شرط رسیدن به نعمت های اخروی، اطاعت از دستورات الهی است. البته این تکالیف، فوق طاقت و توان انسان نیست؛ تکالیفی که دین اسلام بر عهده مسلمانان گذاشته، دستورات و اعمال ساده ای است که همه می توانند آن ها را انجام دهند، علاوه بر این که در صورت پیش آمدن عسر و حرج، همان تکلیف آسان نیز از گردن انسان ساقط می شود: «و ما جعل علیکم فی الدین من حرج» (حج: 78)

خداوند حتی در انجام دادن همین تکالیف آسان نیز انسان را تنها نگذاشته و ضمانت فرموده که در صورت کمک خواستن انسان، او را یاری رساند. اما انسان با این که غرق در نعمت های الهی است ناسپاسی می کند: «ان الانسان لظلوم کفار.» (ابراهیم: 34) انسان از امر و نهی های الهی غافل است و آنچه را که مربوط به ارتباط او با خداست سبک می شمارد و آن قدر تابع هوا و هوس و نفس خود است که از نعمت های خداوند و تکالیفی که بر عهده او گذاشته شده غافل است؛ او می خواهد که به کمالات عالیه و مقام قرب الهی برسد، اما حاضر نیست به شرایط آن تن دهد؛ می خواهد نعمت های اخروی را آسان و رایگان به دست بیاورد.

 

ازطرف:محمدجواددهقانی
+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم آذر 1389ساعت 13:1  توسط محمدجواددهقانی  | 

کلیدهای خوشبختی(شکر، کلید فزونی نعمت ها )

متشکرم!

وقتی از کسی چیزی می گیریم یا لطفی در حق ما می شود، سعی می کنیم با کلمات محبت آمیز سپاسو تشکر خود را اعلام کنیم؛ کلماتی مانند ممنونم، متشکرم، سپاسگزارم و... همگی نشان دهنده قدردانی ما از خوبی های دیگران است. این کار، هم نشانه ادب و اخلاق خوب است و هم دیگران را به انجام کارهای خوب تشویق می کند.

الحمدللّه

در گفت و گو با خداوند، کلمات تشکرآمیز کمی تفاوت دارد؛ چون این کلمات را از قرآن و سخنان پیامبر آموخته ایم ؛ پس سعی می کنیم همان واژه های نورانی را در زبان فارسی به کار بگیریم؛ مانند الهی شکر، خدایا شکرت، خدایا ممنونم. «الحمدللّه » یکی از بهترین و زیباترین کلماتی است که ما در سخن گفتن با خدا به کار می بریم؛ با خدایی که تمام نعمت ها رابه ما داده است. این کلمه می گوید که تمام ستایش و تعریف ها مخصوص خداست و هم نوعی تشکر از خدای مهربان است.

لغت های بی شمار

اگر روزی تصمیم بر شمارش نعمت های خداوند گرفته اید، بدانید که از پایان رسیدن این کار خبری نیست؛ چون نعمت های خداوند بی شمار است. خداوند نیز در قرآن کریم، به این حرف اشاره کرده است. دلیل بی شمار بودن نعمت های خداوند، این است که او ما را آفریده و تمام آن چه را نیاز داشته ایم برای ما تهیه کرده است. پس همان طور که آفریده های خداوند بی شمارند، نعمت های او نیز قابل شمارش نیستند.

خرید نعمت

آیا می خواهید نعمت های خداوند را بخرید؟ فکر می کنید برای خرید نعمت ها چقدر پول باید پس انداز کنید؟ آیا واقعا می توان آنها را خریداری کرد؟ پیامبرگرامی اسلام صلی الله علیه و آله راه خریدن نعمت های خداوند را به ما یاد داده است. او می فرماید که برای خریدن نعمت های خدا و دریافت نعمت های بیشتر، یک راه ساده وجود دارد و آن تشکر از خداست. به جمله اش گوش کنید: «بهای نعمت، ستایش و سپاسگزاری از خداوند است».

تشکرهای مختلف

تشکر از خداوند، بعضی وقت ها زبانی است و با گفتن یک الاهی شکر و الحمدللّه انجام می گیرد؛ اما بعضی وقت ها، تشکر عملی است؛ یعنی شما با استفاده خوب از نعمت ها در واقع سپاسگزاری از آن نعمت را انجام داده اید و با بی توجهی به آن، نسبت به آن نعمت کوتاهی کرده اید و با این کار نعمت ها و هدیه های بعدی خداوند کمتر به شما خواهد رسید.

کلید شکر

یکی از کلیدهای زیبایی که در قرآن آمده است، «کلید شکر» است. این کلید به ما می آموزد که با قدردانی از نعمت های خداوند و هدیه های آسمانی، و تشکر از فرستنده هدیه یعنی خداوند بزرگ می توانیم هدیه های بیشتری دریافت کنیم. خداوند در این کلید می فرماید: «اگر سپاسگزاری کنید، من نعمت ها را برایتان زیادتر می کنم». خدای مهربان، با این راهنمایی به ما می آموزد که راه به دست آوردن جایزه های بیشتر و هدیه های گران بهاتر، سپاسگزاری و قدردانی از هدیه های گذشته است.

 

مظلومیت امیر المؤمنین (ع)

    

امیر مؤمنان على علیه السلام اگر چه در دوران رسول خدا مورد حسادت و كینه افرادى قرار مى‏گرفت، و حتى بعضى از همسران آن حضرت از ورود على علیه السلام و دیدارش با پیامبر رنج مى‏برد!!ولى نبى اعظم با تمام وجود طبق دستور الهى از شخصیت و عظمت مولاى متقیان دفاع كرده،و فضائل و مناقب او را به اطلاع مردم مى‏رسانید.

ایام و تاریخ زندگى امیر مؤمنان على علیه السلام بر چهار بخش متصور است:

1-دوران كودكى و چند ساله آغاز عمرش كه در دامان پدر و مادر زندگى مى‏كرد

2-عصر پیامبر خدا،كه به وسیله او به كمال رسیده و تربیت گردید.

3-دوران خلفاى سه گانه كه در بحران مظلومیت‏بسر برد.

4-و بالاخره ایام خلافت و زمامدارى مسلمانان جهان.

اینك بطور فشرده به هر یك مى‏پردازیم.

تصور مظلومیت در دوران كودكى؟
كسى كه زمان امور مردم را به عهده گیرد،و جنبه رهبرى داشته باشد،و در انظار مردم الگو و اسوه شناخته شود،باید در عالم خلقت طورى زندگى او ترسیم گردد،كه تحمل و بردبارى وى از همه افزونتر باشد،و در برابر مشكلات گوناگون و طوفانهاى سهمگین نلرزد...

اگر زندگى مولاى متقیان‏«على بن ابى طالب علیه السلام‏»درست مورد توجه واقع شود،و نظرى گذرا به دورانها مختلف آن حضرت اعم از كودكى و جوانى و بزرگسالى واقع گردد،آن بزرگوار همیشه در فشار زندگى،و حسادت حسودان،و مظلوم ستمگران،و مورد هجوم دشمنان...بوده است!!

على در این مورد خودش مى‏فرمایند:«ما زلت مظلوما منذ ولدتنى امى،حتى ان عقیلا كان یصیبه رمد فیقول:لا تذرونى حتى تذروا علیا،فیذرونى و ما بى رمد!!» (1) من از آن زمانى كه از مادرم متولد شدم، پیوسته مورد ستم واقع گردیده‏ام،حتى چون چشم برادرم‏«عقیل‏»درد مى‏كرد،و مى‏خواستند دوا به چشمش بریزند،مى‏گفت:نخست‏به چشم على دوا بریزند،سپس به چشم من،لذا بدون این كه چشم من درد كند،دوا مى‏ریختند!!

این قضیه طور دیگرى نیز نقل شده كه على علیه السلام مى‏فرمایند:«ما زلت مظلوما منذ كنت!قیل له:عرفنا ظلمك فى كبرك فما ظلمك فى صغرك؟فذكر ان عقیلا كان به رمد،فكان لا یذر هما حتى یبدئوا بى‏» (2)

من پیوسته مظلوم زیسته‏ام!سؤال شد:مظلومیت دوران بزرگسالى‏ات را مى‏دانیم،در كودكى چگونه مظلوم بودى؟جواب دادند:هنگامى كه چشمان‏«عقیل‏»درد مى‏كرد،نمى‏گذاشت‏به آنها دوا بریزند، مادامى كه به چشمان من بریزند!!

و بالاخره در حدیث‏سومى از آن حضرت آمده است:«ما زلت مظلوما منذ قبض الله نبیه حتى یوم الناس هذا،و لقد كنت اظلم قبل ظهور الاسلام،و لقد كان اخى عقیل یذنب اخى جعفر فیضربنى‏» (3) من از آن روزى كه رسول خدا از دنیا رفته است،همیشه مورد ستم بوده‏ام،تا امروزى كه در آن زندگى مى‏كنیم،حتى قبل از ظهور اسلام نیز من مورد ستم برادرم‏«عقیل‏»واقع مى‏شدم،زیرا برادرم‏«جعفر»هر گاه خطا مى‏كرد او مرا مى‏زد!!

این احادیث‏حاكى است كه امیر المؤمنین على علیه السلام همیشه و به ویژه در دوران كودكى مورد ظلم و ستم واقع مى‏گردید،و برادرش‏«عقیل‏»او را اذیت مى‏كرد،و حسادت و یا عوامل دیگرى باعث مى‏شد كه او برادر كوچكترش را آزار دهد حتى در دوران بزرگسالى و زمامدارى آن حضرت نیز آزار«عقیل‏»ادامه داشت،زیرا وى گرفتارمسائل دنیا بود،و صبر و شكیبایى لازم را نداشت،و سر از دربار«بنى امیه‏»و دشمن در مى‏آورد،و از این جهت امیر المؤمنین را فوق العاده ناراحت مى‏ساخت!و حتى در جنگ‏هاى امیر المؤمنین با منافقین در«جمل‏»و«نهروان‏»و«صفین‏»شركت نكرد!! (4)

و در حضور حضرت امام باقر علیه السلام سخن از عوامل تضعیف‏«امیر المؤمنین‏»و نقش‏«بنى هاشم‏»از آن حضرت پیش آمد،آن بزرگوار فرمودند:اگر حمزه سید الشهداء«و جعفر طیار»زنده بودند،دشمنان ما نمى‏توانستند على علیه السلام را مظلوم كنند،ولى چه كنم آنان شهید شدند،و به جاى آنها دو نفر باقى ماندند كه ضعیف و ذلیل و پست‏بودند،از نظر ایمانى جدید الاسلام بوده،و جزو«طلقا»و آزاد شدگان به حساب مى‏آمدند،آنان:«عباس بن عبد المطلب‏»عموى على علیه السلام و«عقیل‏»برادر آن حضرت بودند!!

در این حدیث‏شریف به همان اندازه‏اى كه از«حمزه و جعفر»مدح و ستایش گردیده،به همان مقیاس نیز از بى تفاوتى و ذلالت‏«عباس و عقیل‏»انتقاد گردیده است. (5)

رسول خدا و تصویر مظلومیت على
امیر مؤمنان على علیه السلام اگر چه در دوران رسول خدا مورد حسادت و كینه افرادى قرار مى‏گرفت، و حتى بعضى از همسران آن حضرت از ورود على علیه السلام و دیدارش با پیامبر رنج مى‏برد!!ولى نبى اعظم با تمام وجود طبق دستور الهى از شخصیت و عظمت مولاى متقیان دفاع كرده،و فضائل و مناقب او را به اطلاع مردم مى‏رسانید.

على علیه السلام در عصر رسول خدا مظلوم نبود،ولى مورد كینه و بغض منافقان قرار داشت،و پیامبر اسلام نیز مى‏دانست روزى این كینه‏ها بروز خواهد كرد،و به مرحله عمل خواهد رسید،و در نتیجه چه ظلمها و ستم‏ها به على وارد خواهد شد،و لذا پیوسته در فكر و اندیشه بود،و اشك‏هایش به صورتش جارى مى‏گشت و در برخى مواقع آینده على علیه السلام را به خودش تصویر مى‏فرمود،و اظهار مى‏داشت كه غاصبان ولایت و بد اندیشان منافق چه خواهند كرد،و چگونه به خانه او هجوم مى‏آورند؟و چه سان فرق مباركش را با شمشیر مسموم مى‏شكافند،و او چه وظیفه‏اى دارد،و چگونه باید عكس العمل نشان دهد...ما در این زمینه به دو مورد از سخنان رسول خدا اشاره‏مى‏نمائیم.

الف:روزى رسول خدا صلى الله علیه و آله به همراهى على علیه السلام و غلامش‏«انس بن مالك‏»به گردش رفتند،و در باغهاى مدینه قدم مى‏زدند،و به گلها و شكوفه‏ها و فضاى سبز طبیعت مى‏نگریستند،على علیه السلام اظهار داشت:یا رسول الله!این باغ (اشاره كرد به یكى از باغها) چقدر زیبا و با طراوت است؟

پیامبر خدا فرمودند:یا على!باغ تو در بهشت‏خیلى زیباتر است،و این باغ در نزد آن هیچ است.

«انس بن مالك‏»كه یكى از دشمنان و بدخواها امیر المؤمنین بود،مى‏گوید:به همین ترتیب قدم زنان و گردش كنان هفت‏باغ را تماشا كردیم،و امیر المؤمنین على علیه السلام به هر باغى میرسید همان جمله را اظهار مى‏داشت،و رسول خدا نیز جوابش همان بود كه در آغاز فرموده بود.سر انجام پیامبر عزیز اسلام در محل مناسبى توقف كرد،«انس‏»میگوید:ما نیز در محضر او توقف نمودیم ناگاه آن حضرت دگرگون گردیده و چهره‏اش متغیر شد،و به فكر اخبار و وقایع پس از خود افتاد،و چنین كرد: «فوضع راسه على راس على و بكى،فقال على:ما یبكیك یا رسول الله؟!قال (ص) :صغائن فى صدور قوم لا یبدونها لك حتى یفقدونى‏»پیامبر سرش را بر سر امیر المؤمنین گذاشت و شروع به گریه نمود!!على علیه السلام پرسید اى پیامبر خدا چه عاملى باعث گریه شما گردیده است؟حضرت فرمودند:تصور آن كینه‏ها و بغض‏ها و دشمنى‏هایى كه در دل كینه توز منافقین براى تو فراهم شده است،آنان آن دشمنى‏ها را به مرحله عمل نمى‏آورند مگر این كه من از دنیا بروم.

این حدیث مى‏رساند كه با بودن پیامبر صلى الله علیه و آله على علیه السلام در برابر كینه‏هاى منافقان و ستم‏هاى ستمگران بیمه گردیده،ولى پس از وى آنچنان مورد یورش وحشیانه قرار خواهد گرفت،كه تصورش دل پیامبر را مى‏سوزاند و اشك‏هایش را جارى مى‏سازد. (6)

ب:قضیه دوم،واقعه اى است كه در«خطبه شعبانیه‏»اتفاق افتاد،و آن در آخرین جمعه ماه‏«شعبان‏»بود،و رسول خدا در مورد عظمت و ارزش ماه مبارك رمضان وتكلیف روزه داران سخن مى‏گفت.

على علیه السلام از جایش برخاست و سؤال كرد:یا رسول الله!بهترین اعمال در این ماه چیست؟!

پیامبر فرمود:اجتناب از كارهاى حرام،سپس شروع به گریه كرد!!على علیه السلام عرض كرد:یا رسول الله!چرا گریه مى‏كنید؟

پیامبر خدا فرمود:«كانى بك و انت تصلى لربك و قد انبعث اشقى الاولین شقیق عاقر ناقة ثمود، فضربك ضربة على قرنك فخضب منها لحیتك...» (7) گویا مى‏بینم تو را در حال نماز بدترین و شقى‏ترین اشخاص (ابن ملجم مرادى لعنة الله علیه) از پى كننده‏«شتر صالح‏»بر فرق مباركت‏شمشیرى مى‏زند،و با خون آن محاسن سفیدت را رنگین مى‏سازد.

على علیه السلام پرسید یا رسول الله!آیا دینم سالم مى‏ماند،و ضررى از این جهت از شمشیر او نمى‏بینم؟

این حدیث اخلاص و عظمت على،و شرارت و بد اندیشى دشمنان آن حضرت را در بردارد.فرستنده:محمدجواددهقانی
 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم آذر 1389ساعت 17:10  توسط محمدجواددهقانی  | 

وَإِن تَعُدُّواْ نِعْمَةَ اللّهِ لاَ تُحْصُوهَا إِنَّ اللّهَ لَغَفُورٌ رَّحِيمٌ

 

و اگر نعمتهاي خدا را بشماريد هرگز نمي‏توانيد آنرا احصا كنيد، خداوند غفور و رحيم است.

 

 

قال علي عليه السلام: نعمتان مجهولتان، الصحه و الامان

 

فرمودند: دو نعمت است كه قدر و ارزش آن ناشناخته است ، يكي نعمت سلامتي و ديگري نعمت امنیت است

 

طبق فرمايش امام سجاد عليه السلام در صحيفه ي سجاديه يكي از برجسته ترين نعمت هاي خداوند متعال، نعمت ماه مبارك رمضان است

به نام خالق هستی بخش

نام بردن نعمات الهی برای آدمی کاری بسیار سخته چرا که نعماتی هستند که انسان از وجودشان بی خبره و یا ناآگاهه . باری باید همواره شکر تمامی نعمات ازجمله مهمترین آنها نعمت خدا پرستی-اسلام- و قرآن و پیامبر و اهل بیت و... را بجا آورد. که خداوند شاکرین را دوست می دارد و همین شکر باعث فزونی نعمت میشود. مولا می فرماید : از نعماتی که باید همیشه شکر آنرا باید بجا آورد سلامتی و امنیت است....
خداوند همه ما را جزو شاکرین واقعی قرار دهد

 

بنا م خدا

خداوند متعال مى فرمايد: «وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَـتِ جَنَّـت تَجْرِى مِن تَحْتِهَا الأَْنْهَـرُ خَــلِدِينَ فِيهَا وَمَسَـكِنَ طَيِّبَةً فِى جَنَّـتِ عَدْن وَرِضْوَ نٌ مِّنَ اللَّهِ أَكْبَرُ ذَ لِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ (توبه ،72) خداوند به مردان و زنان با ايمان باغ هايى از بهشت وعده داده كه نهرها از زير (درختان ) آن ها جارى است ، جاودانه در آن خواهند ماند و مسكن هاى پاكيزه اى در بهشت هاى عدن (نصيب آن ها ساخته ) و رضا (و خشنودى ) خدا (از همه اين ها) برتر است و پيروزى بزرگ همين است » . خداوند ، بزرگترين نعمت و پاداش براى مؤمنان را رضوان و خشنودى خود و بزرگترين عذاب كافران را جهنم جاودانه و هميشگى مى داند ; قرآن كريم در اين باره مى فرمايد: «.. . أُولَـئِكَ أَصْحَـبُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَـلِدُونَ ; (مجادله ، 17).. . و آن ها (كافران) ياران دوزخند و جاودانه در آن خواهند ماند .»(1)

فرستنده:امیرحسین جعفری



 

+ نوشته شده در  شنبه ششم آذر 1389ساعت 15:46  توسط محمدجواددهقانی  |